بی شک بزرگترین خیانت زندگی ام را کسی در حقم کرد که من را با نت و  وبلاگ و دنیا مجازی آشنا کرد.بدون اینکه خواسته باشم برایم وبلاگ ساخت!دوستانی را برایم لینک کرد!گاهی کامنت هایم را تایید میکرد و از طرف من پست جدید میگذاشت!فقط نمیدانم چرا احساس میکرد برای من وبلاگ ساخته!البته نیتش خیر بود و به خیالش خواست من را سورپرایز کند!بدون اینکه بخواهد باعث شد پشتم باد بخورد و مثل مرداب راکد و بی خاصیت باشم!نباید انتظار تشکر داشته باشد!

اصولاَ عکس العمل من در بدو امر نسبت به هر حرکت خارق العاده خوشحال کننده ای -که به زعم دیگران خوشایند و خوشحال کننده است و نه از منظر من! -نگاهی سراسر بهت توام با شوک و یک لبخند ملیح ساختگی و مسخره است که اگر با طرف مقابل رو در واسی نداشته باشم این را هم دریغ میکنم و در مرحله ی بعد به جای تقدیر و تشکر بحث را عوض میکنم!خیلی بی نزاکتم!میدانم!

آن روز طرف حتی با وجود اینکه شناخت کاملی از من داشت بدجوری حالش گرفته شد!خیلی وقت صرف کرده بود برای ساخت وبلاگ و قالبش! اما همه ی اینها دلیل نمیشد که من طور دیگری وانمود کنم و ذره ای خودم را با شخصیت و مقبول جا بزنم!بحث جدا شدن یا جدا نشدن از پوسته ی اصلی شخصیتی است!بعضی ها ذاتاَ نامعقول و غیر آدمیزادند!

حالا آن رفیق چند سالی است مرا میخواند و احساساتش را نسبت به هرکدام از پستهایم به صورت حضوری و یا از طریق پیامک بروز میدهد!و من آنقدر بی چشم و رویم که با این وجود اینها را نوشتم تا بخواندم!من بودم خیلی قبل ترها قید این رفاقت را میزدم.ولی این رفیق تا امروز به پایم مانده!به پاس احترامی که برایش قائلم یک دقیقه سکوت!

پ.ن:شاید این پست حذف شد!

/ 4 نظر / 10 بازدید
داداش محمد جواد

بلا نسبت خواهر جان. شکسته نفسی نفرمایید.[لبخند] پروژه بعدی ... بوک هست که بعد از چند سال هنوز به موفقیت نرسیدم اما توکل به خدا [نیشخند] نصر من الله و فتح قریب [چشمک]

داداش محمد جواد

چرا هستی!!! من مطمئنم!!!! [نیشخند] در مورد شله زردم حلال زاده به داییش میره و البته پدر بزرگش! الان اسم جدید وبلاگ رو فهمیدم!!! Rooz Negar

داداش محمد جواد

منظورم اینه که آی کیو بالا هستی و یاد میگیری! [پلک]

داداش محمد جواد

منظورم اینه که آی کیو بالا هستی و یاد میگیری! [پلک]