دخترک خصوصیات اخلاقی اش بعضا غیر از پدرش است!بر عکس چهره اش!پدرش مردی منظم و نقطه سر خط است!آدم مقید به بودن هر چیزی سرجایش!دخترک بر عکس دوست دارد همه چیز وسط خانه و در دسترسش باشد و من چیزی بین این دو هستم!بین این دو شخص!همیشه یک جایی دارم برای به هم ریخته گی های مختصرم!اما بیش از شلختگی روی نظافت حساسم!

.............

چند روز قبلتر یکی از دفترچه های قدیمی ام وسط خانه پرتاب شد و دخترک پسوندش آمد تا بخوانم برایش!اینجور وقتها اگر سرسری بگیرم و یکی دو کلمه از متن را بخوانم می گوید این نوشته اش بیشتره و اونی که تو خوندی کمتر!!!دفترچه ای صورتی رنگ با حاشیه های آبی!مربوط به زمان انتظارم برای به دنیا آمدن دخترک.نمیدانم چرا اوایل فکر میکردم باید منتظر یک پسر بچه باشیم و بعد نتیجه این شد که هست!

بماند که همسرجان به شوخی یا جدی تهدید کرده بود که اگر بچه ی ما پسر باشد بعد از به دنیا آمدن در بیمارستان به صورت عمدی جا خواهد ماند!!!بر عکس خیلی از مردهای پسر دوست!من که جدی گرفته بودم!من حتی آن اوایل کودکم را پسرم خطاب میکردم و نامش را مهدی گذاشته بودم!مادرجان چند دست لباس پسرانه هم تهیه کرد برایش!خدا پدر مادر مخترع سونوی سه بعدی را بیامرزد!باعث شد مدت زیادی در خوف و رجا نباشیم!

دخترک دفترچه را آورد و تقاضای خواندن کرد!بیشتر متن دفترچه مربوط به اولین بارها بود!اولین باری که جرات کردم بگیرمش توی دست هایم و زیر دستشویی بشورمش!اولین باری که با پدرش جسارت کردیم و دوتایی بردیمش حمام در بیست و شش روزگی!تمام مدت با چشم های باز و نافذش محیط اطراف را میپایید و لذت میبرد از بودن در آب!ساکت بود و آرامش داشت!خوراندن اولین غذای جامدش!راستش من آن وقتها فکر میکردم چه دلی دارند مادرانی که طفلکی هایشان را به مهد میسپرند!میگفتم چه بی انصافند این مادرها!واقعیتش مادر نمیدانستمشان!چیزی در حد بیبی کیپر قرار بود بچه هایشان را تا لنگ ظهر نگهدارد و بعد شسته رفته تحویلشان بدهد!الان من خودم یکی از طرفدارن پرو پا قرص نظریه سپردن کودک به خاله های مهدم!بچه باید اجتماعی باشد!دیدگاهم تا حدی تغییر کرده!

آدمها عوض میشوند!

/ 0 نظر / 10 بازدید