پراکنده از پراکنده

وقتی اینجا ننوشتن و کمرنگ شدن در محیط مجازی وبلاگستان عادت معمولم میشود و این مدت طولانی میشود ضمیر ناخوداگاهم شروع میکند به سرزنشم!!!نمیدانم محیط مجازی غیر از چند دوستی که دوستشان دارم چه چیز خاصی دارد که نمیتوانم از آن دل بکنم و بروم سراغ کار خودم!بدجوری اعتیاد آور است لامصب!

دارم به کارمند بودن عادت میکنم!گرچه اشتغالم تا حد زیادی فکرم را درگیر کرده و  هنوز انقدر با شرایط  جدید تطبیق نیافته ام که بگویم در محل کار فقط فکر کار دارم و در خانه مشغول رسیدگی به امور منزلم بدون اینکه ذهنم درگیر محل کار باشد.

در خانه حین سالاد درست کردن و اتو کشیدن دادخواست مینویسم و در محیط کار هم فکرم مشغول نازنین نگارم است!همسو شدن با شرایط موجود زمان میبرد به هر حال!

یک زمانی _حتی در دوران دانشجویی _از دادگاه رفتن و روبروی قاضی نشستن دلهره داشتم.این هم از مزایای آموزش ناقصمان به دانشجوهاست که هر چقدر هم درس بخوانند رویه ی عملی و کار عملی کردن با درس خواندن صرف خیلی متفاوت است!اکنون با وجود چند جلسه ای که در جلسه ی دادرسی بعنوان نماینده حقوق دولت شرکت کردم و لایحه نوشتم و دفاع کردم اعتماد به نفسم بالا رفت.خودم را باور کردم.گاهی از بیرون که به قضیه نگاه میکنی داستان پیچیده و دلهره آور به نظر میرسد اما در بطن موضوع که میروی قضیه متفاوت است!

برایم دعا کنید!این روزها فکرم درگیر است!الان هم با یک قیافه جدی مشغول نوشتنم!به تنها چیزی که فکر نمیکنم خندان شماست!محتاج دعایتان هستم دوستانم!

/ 3 نظر / 8 بازدید
نادیا

موفق باشی عزیزم تو کارت تو زندگیت همیشه همه چیز[ماچ]

سمیه

امیدوارم در هر دو جبهه موفق باشی . ببخش مدتی نبودم . برام دعا کن