دخترک دیروز تقاضای شله زرد کرد!برای اینکه مادری را در حقش تمام کنم درخواستش را اجابت کردم!هل و گلاب را یادم رفت بریزم!زعفران را دادم تا همراه پدرش خرد کنند!خواستم یک مقدار هم پدرش را حرص بدهد لااقل!با توکل به خدا تزیین شله زردها را به خودش سپردم تا اعتماد به نفسش بیش از پیش تقویت شود!

از دیشب تا الان همه ی وعده هایش را به جای غذا شله زرد خورده و دم نزده!شام نخورده!شله زرد خورده!ناهار نخورده!شله زرد خورده!من را خفه کرده!شله زرد خورده!قابلمه را آورده گذاشته وسط اتاق که مسیرش تا یخچال طولانی نباشد!هیچ چیزش به من نرفته!دخترک مامان چسبان شیرین طبع پدر نما!

/ 0 نظر / 13 بازدید