این روزها مشغول چیدن جهیزیه همسر برادر که قریب به یک سال است نقش خواهر کوچکتر را برایم ایفا میکند هستیم!خانه ی خوشبختیشان در حال چینش نهایی است!و من با نزدیک شدن به عروسی این دو کبوتر عاشق بزرگترین دردم این است که به عنوان خواهر داماد رقص چاقو بلد نیستم!از الان حیثیتم را به باد رفته میبینم!

....................

دلم غنج میرود برای آبجی گفتن های این دختر بیست و یک ساله!خواهر سه تفنگدار بودم اما هرگز آبجی خطاب نشدم!

/ 0 نظر / 8 بازدید