افاضات میکنیم!

 مسلماً هر وبلاگ نویسی در عمر نویسندگی اش فرازی دارد و فرودی!حالا از فرازهایش که کلاً فاکتور بگیریم(چون در مورد این وبلاگ این دوران نبود! )این وبلاگ اخیرا تنها هنرش فرودهای زیبایش بود که نویسنده اش توجیه های زیادی داشت در موردش

منجمله:دل ندادن وبلاگنویس به نوشتن و کتاب نخواندنش و بیسواد بودنش و نرفتن و نیامدنش و اینکه نویسنده این وبلاگ ازهمان روزهای اول حرف زیادی نداشت برای گفتن کلن!

اخیراً هم که با گذاشتن آخرین پستش بدجوری با نیمچه آبرویی که در این مدت جمع کرده بود بازی کرد!فکر کن!چار تا کامنت فقط!تعداد خواننده هایش هم که چیزی در حد پنجاه تاست در پنجاه روز!

الان من به عنوان کسی که با نویسنده این وبلاگ حشر؟! هشر؟ و نشر دارد-نگفتم این بنده خدا بیسواد است!- به تک تک شما پیشنهاد میدهم دست بردارید از خواندن پست های مزخرف این وبلاگ!

به هر تقدیر -الان اگر این عبارت را صدر این تیتر نمیاورد میمرد!-و با این روش ممکن است او هم از نوشتن پشیمان شود و برای وقتش یک برنامه ریزی اساسی بکند و یک چیزی به معلوماتش بیفزاید!

برای بار آخر میگویم.آقا جان نکنید این کارها را!یعنی چی که من آپ میکنم همزمان صد نفر آن لاین میشوید که مطالب گهربارم را بخوانید و حظ ببرید و هی کامنت پشت کامنت!فرصت جواب دادن ندارم اصلن!از وقتتان استفاده ی بهتری کنید!وقت طلاست!باور کنید!

به هر حال از من گفتن بود و از شمای دوست هم نشنیدن!

حالا جرات داری در راستای پشیمان کردن نویسنده از ننوشتن بیا برای این پست کامنت  بگذار!لنگه کفش است و در قابلمه و جارو و اینها که به ازای روزهای خاموشی ات حواله ات میکنم!

/ 2 نظر / 6 بازدید
تینا

به جای لنگه کفش میوه بیار شیرینی بیار شام بیار اومدم مهمونی ها![نیشخند]

نادیا

من که میدونم جای خود دارم تو دل تو واس خودم[مغرور]