پنج شنبه جمعه ها را بر خلاف سایر روز های هفته که بعضاَ بی حوصله و بی اعصاب و بی اخلاقم با دخترک خوش میگذرانیم!نقاشی میکشیم!تفریح میرویم و نظافت میکنیم!

دخترکم دستمال به دست هر جایی را که مادرش مایع شوینده یا شیشه پاکن کشیده دوباره با دستمال مرطوبش کثیف میکند!لباسها را بیرون میریزد!عروس میشود!کشوهای میز و کمدها با کلیه اسباب و اثاثیه اش وسط خانه است!همه ی اینها بهانه ای برای خوشی مکرر این دو روز است!مثل سابق سرش غر نمیزنم که چرا خانه را به هم میریزد! 

دخترک از اواسط هفته شروع میکند به پرسیدن!فردا تعطیلیم مامان؟!نه دخترکم از چارشنبه!فردا دوباره همان سئوال و جواب تکراری! آخر هفته یعنی از همان چارشنبه دیگر یادش میرود که بپرسد!دیشب سر سفره پدرش یاداوریش کرد فردا چارشنبه است!خندید!

نسبت به گذشته به میزان قابل توجهی حرف گوش کن تر شده!مراوداتمان با هم صمیمانه تر است!کمتر میبوسدم خدارا شکر!سئوال هایش تخصصی شده و دنبال دلیل قانع کننده است برای هر چیز!انتخاب لباسهایش را برای مهمانی به من سپرده و تیپ های خز و آبروبر نمیزند!ولی همچنان گیر میدهد به تلویزیون و من مجبورم پابه پایش انیمیشن ببینم!

/ 0 نظر / 14 بازدید