برای آقابابا

درست از فردای مراسم ازدواج برادر کوچیکه آقابابا بنا به تجویز پزشکش مجبور به استراحت مطلق شد و این در خانه ماندن در نظر آقابابا موضوع مشقت باری است!برای آقابابا خانه ماندن مرد موضوعی حل نشده است که مترادف است با سستی و تنبلی حتی!مرد در نظرش یعنی صبح زود از خانه بیرون زدن و دیر وقت به خانه آمدن!

سری اول استراحت مطلقش که چند سال قبل بود چیزی حدود 45 روز زمان برد و بعد از اتمام روزهای مذکور آقابابا با کمک مراقبت های خاص و استخرهای مکرری که میرفت بدون مشکل بود تا مدتی قبل!فقط گهگاهی بهش خاطر نشان میکردم که هواسش باشد به 45 روز سختی که پشت سر گذاشت و کاری نکند که تکرار بشود روزهایی که برای من به واسطه دوری ازش سخت تر میگذشت!

الان دوباره آقابابا مجبور است مدتی در خانه بماند!به عنوان دخترش علاقه مندم کنارش باشم و پرستاری اش را بکنم تا روزهای سختش کمی راحت تر بگذرد اما گرفتاری هایم باعث شده که آن طور که باید در خدمتش نباشم!از آنجایی که آقا بابا در هیچ برهه ی زمانی و بنا به اختیار مرد خانه ماندن نبود این خانه نشینی جبری باعث بد خلقی و تلخی اش شده!اینکه به تمام کارهایش که بدون اقدام مانده فکر میکند آزارش میدهد و فعلا کارش شده رتق و فتق امورات کاری اش با تلفن همراه!

برای همه ی آقابابا های دنیا دعا کنید!برای آقا بابای من هم!

روزها!

/ 3 نظر / 3 بازدید
عمه

سلام.انشالله آقابابای شما هرچه زودترخوب بشود وروح آقابابای منم شادگردد.فکرمیکنم آقا بابامظهرکاروتلاش ومهربانیست منکه بهترین آقابابای دنیارا داشتم[ناراحت][قلب][قلب][قلب]

مری

سلامت باشن همیشه آقابابای شما و همه اقاباباهای دنیا

باران

ایشالله هرچه زودتر سلامت وتندرست بشند [گل]