روز من

این روزها آنقدر گرم کار شده ام که خودم را هم یادم رفته!

گاهی میگویم خوش به حال آن روزهای بی دغدغه و بدون استرس و آرام که صبح تا شب در خانه بودم و هر وقت دلم میخواست دست دخترک را میگرفتم و برای گردش و تفریح دو نفره بیرون میرفتیم!گاهی هم نه!حاضر نیستم به هیچ قیمتی به سال قبل این موقع برگردم!مثل روزهای اول یکی دو ماه اخیر که شیرینی اولین و دومین درامد زندگی ام را دهانم مز مزه میکنم!حس استقلال!حس استقلال مالی حال خوبی به آدم میدهد!

اما کار حقوقی کردن گاهی خیلی استرس به آدم وارد میکند!بستگی به اشرافت به پرونده دارد و اینکه صبح اول وقت که از اداره به دادگاه میروی حس کنی امروز روز توست!

این حس هر روز " روز من بودن " اخیراً بیشتر به سراغم می آید!امروز هم که حس کردم توانستم به راحتی و با اعتماد به نفس کافی قاضی پرونده را به نفع خودم اقناع کنم یکی از زیباترین روزهای زندگی ام بود!راستش خودم از اعتماد به نفسم کف کرده بودم!همینکه با صدای بلند در مقابل قاضی به ادای توضیحات لازم پرداختم و اصرارم بر انکار ادعای خواهان تا حد زیادی نتیجه بخش بود!حال خوشی دارم فعلاً!هرچند در مورد رسیدگی به نازنین نگارم وقت کمی دارم!امیدوارم وقتی بزرگتر شد احساس نکند از او کم گذاشته ام!دلیل اصلی همه ی تلاش هایم راحتی آینده اوست!

/ 3 نظر / 7 بازدید
سمیه

ممنون دوست عزیزم. خیلی خوشحالم که تو این دنیای مجازی هم دوست خوبی مثل شما دارم[قلب]

داداش جواد

آفرین به خواهر خودم که انقدر با اعتماد به نفسه نگارم که با مامان جونش به گردشه دیگه!![چشمک]