یادداشتهای احمقانه

اینکه یک وبلاگنویس بیاید و در صحن علنی وبلاگ اعتراف کند که تاخیرش در بروز کردن وبلاگ و عدم حضورش در عرصه ی نویسندگی به لحاظ فراموش کردن رمز وبلاگ بوده شاید به زعم برخی از خوانندگان مطلب حائز اهمیتی نباشد.اما از آنجایی که از روز اول بنا را گذاشتم بر بیان صداقت و تاکیدم این بود که هیچ راز سربه مهری با خوانندگان نداشته باشم شاید تنها دلیل این اعتراف تکان دهنده باشد!

علی ایحال بعد از امتحان نمودن پسوردهای متعدد و با وجود فشارهای زیادی که به مخیله بی بخارمان آوردیم سرانجام در یکی از چند روز اخیر به طور اتفاقی پسورد حاضر را به خاطر آوردیم و این شد که پست قبل را به هر ضرب و زوری بود  با یک جمله کوتاه و صرفا در حد بیان یکی از علل و عوامل مفقود شدنمان بروز نمودیم! نکته ی مهم درخصوص دسترسی به رمز وبلاگ و هر چیز گمشده ی دیگری اینکه هرچیزی را هر وقت که حتماَ و واقعاَ میخواهی باید قطعاَ بی خیال آن شوی!البته نه بی خیال واقعی!بی خیال بیخودی که ذهنت فکر کند دیگر دسترسی به آن موضوع اهمیت چندانی برایت ندارد!درست در همین لحظه است که!!!!!

به هر حال از این به بعد همه ی  سعی و تلاش و همتمان را بر این میگذاریم که مرتب تر از سابق عمل نماییم!باشد که برای یک بار هم که شده روی حرفمان باشیم!

/ 0 نظر / 12 بازدید