خب وقتی مدتها از به روز شدن آخرین پست وبلاگت گذشته باشد ابتدایی ترین اسلوب نگارش را هم فراموش میکنی طبیعتاَ!امروز بعد از مدتها آمدم وبلاگ اخیرم را که ماهها به حال خودش رها شده بود نگاهی بیندازم محض یادآوری گذشته!هرچند دورادور وبلاگ دوستانم را میخواندم.یک درد بی درمانی هم دارم که نزدیکیهای اواخر اسفند و در  آستانه سال نو دامنگیرم میشود.آن هم اینکه هر سال همین موقع ها هوس زدن وبلاگ جدید میکنم!بماند که فراموش کردن پسورد وبلاگ هم دامن زده بود به این موضوع امسال اما مهم این است که برگشتم.هرچند تصمیم ندارم مرتب بنویسم و مثل سابق همچنان از پروسه کم کردن حجم عکس و آپلود کرن آن متنفرم.

/ 3 نظر / 7 بازدید
سمیه

سمیه عزیز ممنون از لطتفت فقط برام دعا کن . بیماری همسری اگرچه کمی بفهمی نفهمی بهتر شده اما همچنان روزهایمان با سختی می گذرد برای شما هم ارزوی سال خوبی رو دارم امیدوارم که هر دو به طور مرتب بنویسیم

سمیه

سمیه عزیز ممنون از لطتفت فقط برام دعا کن . بیماری همسری اگرچه کمی بفهمی نفهمی بهتر شده اما همچنان روزهایمان با سختی می گذرد برای شما هم ارزوی سال خوبی رو دارم امیدوارم که هر دو به طور مرتب بنویسیم

سمیه

عزیزم چرا نمی یای هیچ خبری ازت نیس نگرانتم