در عوارض و عقبه افزایش ساعت کاری ادارات دولتی!

امروز رفتم با رئیس بعد از این به صورتی مسالمت آمیز و کاملاً محترمانه صحبت کردم!بر خلاف همیشه با لبخند رفتم داخل اتاقش و با مهربانی شروع کردم!رئیس ما ذاتاً آدم صبور و انعطاف پذیری است و من هم آدم ذاتاَ سو استفاده گری!بهش خاطر نشان کردم که به دلیل افزایش ساعت کاری ادارات دولتی و ایضا اداره ی ما کانون خانوادگی ام در معرض فرو پاشی است!رضایتم از کار کم شده و دلیلی برای ماندن در این شرایط مزخرف وجود ندارد!باید فکری به حالم میکرد!تهدیدش کردم که در غیر این صورت نیرویی به خر کاری من را به قید فوریت از دست خواهد داد!مقصر هیچ کدام این ها او نبود البته!

بهش خاطر نشان کردم دخترکم به مثابه یک کارمند (در سایز کوچک!)ساعت هشت صبح به مهد و پیش دبستانی تحویل داده میشود تا چیزی حدود شش عصر!گفتم شب ها چیزی برای خوردن در خانه ام پیدا نمیشود و زندگی ام را گند برداشته!همسرم اعتراض داردو شرایطم به وضوح نا به سامان است!اغراق کردم البته!اوضاع به این افتضاحی که میگفتم نبود!اما باید پیاز داغش را زیاد میکردم تا به مقصودم برسم!رضایت داد فعلاَ هفته ای سه روز دو ساعت زودتر به سمت دخترک سرازیر شوم و لبخند زد و خیلی لطف کرد در موردم!

...............

واقعیت این است که هلاک میشوند دخترکم و تمام دخترک های مادرهای شاغل با این طرح افزایش ساعت کاری ادارات دولتی!در شرایط موجود وقتی برای دیدن طفلکی هایمان نداریم و بیشتر وقتمان در محیط اداری پای پرونده ها تلف میشود بدون بازدهی خاصی!یعنی واقعا کارمندان در این ساعت های اضافه شده فقط آه و ناله میکنند و فریاد خسته ام خسته ام و تلفن زدن به این و آن و اینکه کولر گازی ادارات مصرفش بالا میرود و لامپ ها و مانیتورها بی دلیل روشن است و هزینه ها بالا میرود و همین!

/ 1 نظر / 10 بازدید
داداش محمدجواد

حالا هی برین بگین روحانی مچکریم روحانی مچکریم!!!! والللا با این نوناش!!! [نیشخند]