عکسای تولد دخترک!

دلم برای دوستان وبلاگی ام خیلی تنگ شده!بعضی وقتها از فرط دلتنگیشان سرم را به دیوار میزنم!گاهی هم بیست و چار ساعت تمام به یک جا خیره میشوم از فراقشان!مطمئنم آنها هم همین حس و حال را دارند از دوری من!یعنی یک ذره هم شک ندارم بابت این موضوع!

یادم هست سال قبل این موقع ها از یکی دوتاییشان برای خانه تکانی استمداد طلبیدم!دوستانم با همه ی مهربانیشان به دعوتم لبیک گفتند!حالا من که واقعاً کمک نمیخواستم از کسیچشمک!ولی مهربانی را تمام کردند در حقم!

سه تنفنگدار را برای همین موقع ها گذاشته اند دیگر!اصلن هدف خدا از خلقت این سه نفر همین بود انگار!تک دختر بودن در خانواده محاسن زیادی دارد به هر حال!یعنی منتظرند امر کنم به جان خودم!!!!!!!!!!

الان این استمداد سال به سالم را در شرایطی از دوستان میطلبم که که دارم دخترک را به قول خودش ماشاجججج(ماساژ)میدهم!گرچه حدوداً همه ی لغات را از دو ونیم سالگی اش درست تلفظ میکرد اما سر این یکی بدجوری گیر کرده!(قربونش بره مامان سمیه الهیییییییییی)

آهان داشتم میگفتم!به هر حال من دوست فقط سالی یکبار از شما کمک میخواهم!انشالله در شادیتان جبران میکنم!

این هم عکسهای تولد دخترک!به پیشنهاد دوست نازنینم مهدیه!پیشاپیش بابت کیفیت افتضاح یکی دوتا از آنها عذر میخواهم از محضرتان!زندگی خرج دارد!مجبور شدم برای زودتر آپلود شدنشان حجمشان را تا حد ممکن کم کنم!

    

 

       

 

 

     

 

 

       

 گذشته از همه ی شوخی های بالا!دلم برایتان خیلی تنگ شده!ببخشید که نمیرسم به وبلاگهایتان سر بزنم!امضا!یک مادر کارمند شرمنده!

  

/ 3 نظر / 9 بازدید
داداش جواد

ببینم منظورت از سه تفنگ دار من و دادشا که نیستیم!!!! هان؟!؟!؟![متفکر] حالا خوبه خودت مثل کوزت تو خونه مامان کار میکنی!!!! [خنده]

داداش جواد

مقدمم گرامی[نیشخند] 60%

مامي آلينا

[خنده][خنده][خنده][خنده]باخوندن سه تغنگدارفوري حس كردم داداشيات روميگي كه دقيقاشاهدازغيب رسيد[چشمک][نیشخند][خنده][قهقهه][قهقهه][قهقهه] چه عجب بانو.منوركردي.خداروشكرعكساي نازنين نگارم روقبل سال جديدرسوندي[دست][دست][دست]بازهم تولدش مبارك.انشالله هميشه تنش سلامت باشه ودركنارهم شادباشيد[قلب][ماچ][بغل]