یک وقتهایی دقیقاً میدانی داری چه غلطی میکنی!اما باز می ایستی یک گوشه و زل میزنی به خودت و بختت!از نگاه دیگران مثل کیسه بوکسسسسسسسس بختت را له و لورده میکنی!باز هم میزنی!انقدر میزنی که!

جمع و جور کردن و ردیف کردن زندگی در عرض پنج سال میشود بخت دیگر!

دارم به بختم لگد میزنم به قولی!به همه ی آنچه رشته بودم!با چشم کاملاً باز!با حواس کاملاً جمع!وقتی فکر میکنی آگاهانه ریسک کردی جای پشیمانی برای خودت نمیگذاری!

دارم موقعیت کاری ام را با یک وضعیت بدتر طاق میزنم به وضوح!سر خانه و زندگی ام هم ریسک میکنم همزمان!سر چیزهایی که به دست آورده ام هرکدامشان را به سختی!بی هیچ حمایتی!منظورم را که میفهمی!

نتیجه اش جای سرزنش ندارد!به کسی که باید دارم اعتماد میکنم!یا میبریم یا از صفر شروع میشود خیلی چیزها!

/ 0 نظر / 11 بازدید