سئوالهای اخیر دخترک که من میباست برایشان پاسخ حاضر آماده میداشتم!

1- خدا غذا میخوره؟خوابش نمیاد؟کجاست؟!چرا نمیبینیمش؟!کی خدا رو ساخته؟!

سئوال اول همونطور که میبینید مشتمل بر 5 سئواله که من باید برای هر کدوم پاسخ تحلیلی میداشتم تا دخترک قانع بشه!

2- آدمها چطور بچه در میارن؟!

هان!!!!!!!چی باید میگفتم!شما بودین چه توضیحی میدادین به بچه کوچولو که هم گمراه نشه!هم چشم و گوشش باز نشه!هم جوابتون قانع کننده باشه!

3-  مورچه ها از چی ساخته میشن؟!

مونده بودم چی باید بگم!از گل !از خاک!از چی!در عین حال احساس ترحم هم داره بهشون!مامان دلم برا مورچه ها میسوزه!آخه اونا همه اش بار میبرن اینور اونور!توضیح دادم اینا آذوقشونه از شدت ترحمش کم شد!

4- مامان کی تو میری بهشت؟چی باید میگفتم!

منظورش این بود که کی میمیری مامانی!آخه براش توضیح دادیم که هرکی اول هست بعدش نیست رفته بهشت و اون فکر میکنه به این موضوع!!!چند روز بعدتر پرسید آدمها تو بهشت جوونن!یعنی تو هم مثل الان جوون هستی اونجا!بهش  گفتم بله و مثل بهشت رفته ها براش توضیح دادم اوضاع احوال اونجا رو!

5- چرا کتفم استخون داره؟وقتی اینطوری میکنم داره وقتی اونطوری میکنم نداره؟!

حالا شما مشکل خودتونه که نمیدونید منظورش از اینطوری و اونطوری چطوری و چطوریه!

6- امروز میگفت از صدای قران میترسم!بهش گفتم تو هم سعی کن باهاش بخونی!خوند و آروم شد!

این روزا  هر چیزی رو میخواد بخوره ازمون میخواد همراهیش کنیم و من هر روز بهش توضیح میدم عزیزم ما روزه ایم!تو بخور!شب ما باهات میخوریم!و اون دلخور میشه از نخوردن و همراهی نکردن ما!دقیقا مثل پدرش که تنهایی چیزی از گلوش پایین نمیره!!!

/ 1 نظر / 17 بازدید
نادیا

خخخخخخیلی با نمک بود[قهقهه] کوچولوی با نمک