با نزدیک شدن به موعد عروسی برادر بزرگه که مراسم عقدش یک هفته ای دیرتر  از برادر کوچکتر برگزار شد هر لحظه بر اضطراب من و خانواده ام به عنوان خانواده داماد افزوده میشود!البت دور از ذهن نیست که در خانه عروس هم همچین وضعیتی باشد!نمیدانم چرا همیشه مراسم عقد و عروسی نزدیکان درجه اول باید در شرایطی سرشار از استرس و اضطراب زاید الوصف طی شود!همه ی اینها در شرایطی است که جهیزیه از مدتی قبل چیده شده و بعید نیست که خانه عروس و داماد به گردگیری احتیاج داشته باشد حتی!تالار و غذا و ماشین عروس و آتلیه و آرایشگاه و همه ی تمهیدات لازم جهت هرچه باشکوه تر انجام شدن مراسم هماهنگ شده و کار خاصی نمانده اما ما همگی کم و بیش نگرانیم!این وسط دخترک موقعیت شناس و شاد و سرخوشم به تنها چیزی که فکر میکند پوشیدن لباس عروسش است!ضمن اینکه تاکید کرده حتما باید همراه من به آرایشگاه بیاید!

.........................

4شنبه را اداره نمیروم!فردا هم پس از جلسه دادگاه قرار است به نحو نامحسوسی غیب شوم!تا شنبه هم که خدا بزرگ است!بد نیست یک مقدار چاشنی قهر هم همراه این غیبت یکی دو روزه کنم!تا بیش از پیش حالشان را بگیرم!همیشه آدم فرصت طلبی بوده ام!حیف آنقدرها ناجوانمرد نیستم که!بگذریم!

/ 5 نظر / 3 بازدید
گلابتون بانو

سلام چه خوب که عروسی برادرته. خواهر داماد بودن حس خوبی داره! این استرس ها هم طبیعیه چون می خواین همه چی خوب برگزار بشه. انشاالله به سلامتی.

داداش محمد جواد

نگران نباش! مثل مامان خونسرد باش!!! [لبخند]

زنده

دعا می کنیم شاتلت وصل نشه. جمعی از همسایگان مفت خور

مردمطلقه روانی

شرمنده ، هنوز فرصت نکردم به همه کامنتا برم وجواب بدم.الحمدالله بدنیستیم خوبیم[گل] ممنونم از احوالپرسیتون[گل]