اصلاً شک نکنید این چند روز که انقدر خودم رو به در و دیوار زدم و از دختری نوشتم موضوع واسه نوشتن نداشتم!بلکه مطمئن باشید که این چند روز که انقدر خودم رو به در و دیوار زدم جداً موضوع واسه نوشتن نداشتم!اصلاً اگر مثل بچه ی آدم نهایتاً هفته ای یکبار آپ کنم نه خودم رو اذیت میکنم نه شما رو!

مخلص کلوم اینکه دیشب من و بابایی و عسلک نشستیم و موهای عسلک رو کوتاه کردیم!آخه دفعه ی قبل که بردیمش آرایشگاه بدجوری پدر صاحاب بچه ی آرایشگر بیچاره رو در آورد!کاری باهاش کرد که عمراً دیگه قبول کنه موهای بچه ای به سن دختری ما رو کوتاه کنه!

این بار دخترک نشسته بود و هاج و واج به ما دو تا نگاه میکرد!که صندلی آرایشگاهمون رو آورده بودیم وسط سالن پذیرایی جهت شبیه سازی خونه به محیط ارایشگاه!

اما کم مونده بود من و باباییش سر کوتاه کردن موهای اون دعوامون بشه! تا باباش قیچی رو گرفت دستش با یه حرکت تهاجمی و کمی تا قسمتی انتحاری خودمو اندختم وسط و گفتم قیچی رو بده به من!دلم نمیخواد موهای دخترم خراب بشه!اما وسط کار قیچی رو بهش دادم آخه دیدم دل بچه داره آب میشه از بس هوس داره موهای دخترش رو خودش کوتاه کنه!

پیشنهاد کوتاه کردن موهای دخترک تو خونه رو اون داد!اول خنده ام گرفت و یاد عمه کوچیکم (این عمه مقوله اش با عمه وسطی فرق میکنه و کلاً خیلی عزیز دله)افتادم که ده دوازده سال قبل دوقلوهاش رو میشوند رو یک صندلی تو حیاط و کاسه روحی میذاشت رو سرشون و موهاشون رو به روش خودش کوتاه میکرد!اتفاقاً نتیجه ی کارش اغلب هم خوب در می اومد!

این شد که پیشنهاد همسرجان رو قبول کردم!اما از اول باهاش طی کردم که اگه خوب شد به همه میگیم من کوتاه کردم و اگه بد شد هم میگیم تو موهاش رو کوتاه کردی!با این توجیه که خب من یکی دو ماهی کلاس آرایشگری رفته بودم و اگه خراب میشد و تقصیر من می افتاد خیلی ضایع میشد!

خوشبختانه کار به کاسه روحی گذاشتن رو سر دخترک نکشید و نتیجه خیلی بهتر از اون که فکرش رو میکردیم شد!نظر خودمون اینه تا ببینیم نظر بقیه چیه!تنها پیامد بدش این بود که حالا هر جا میریم و به هر چی دست میزنیم و در کل همه ی زندگیمون از یخچال تا سبد سیب زمینی پیاز پر از موهای دخترک شده!به خاطر اینکه سعی کردیم سالن خونه رو به آرایشگاه شبیه سازی کنیم و این کار رو تو حموم نکردیم!

اینارو گفتم که بگم اگه کسی کار آرایشگری داشت در خدمتیم!البته فقط در مورد بچه کوچولوها!وگرنه که خودتون خوب مبدونید چقدر از دست زدن به مو و سر کله ی آدم بزرگ ها بدم میاد و چندشم میشه و حالت تهوع میگیرم بلانسبت شما!!!!

سعی میکنم این آخرین پستی باشه که در مورد دختری مینویسم اما قول نمیدم!