سلام

چه رسم خوبیه رسم عید دیدنی و دید و بازدیدای نوروزی.نمیدونم اگه این بهانه سالی یکبار به دیدن همدیگه رفتن رو نداشتیم چی به سر روابط اجتماعیمون با نزدیکان میومد!

اونایی رو که بهت نزدیکتر هستند هفته ای یکبار یا دو هفته یکبار میبینی.اونایی که میشن اقوام درجه دو اگه هرچند وقت یکبار بزرگتری همت کنه و دور هم جمعشون کنه وگرنه که هیچ!بقیه هم که میرن تو دسته اقوام درجه سه اگه مناسبتی یا خدایی نکرده اتفاق ناخوشایندی بیفته دیدارها تازه میشه و اگه اتفاق خاصی هم نیفته دیدارتون میفته به سالی یکبار که اگه این رفت و آمد نوروزی نبود فکر کنم دیدار به قیامت میفتاد.زندگی ماشینی و مشغله ها و مشکلات ریز و درشتی که خودمون واسه خودمون درست کردیم شده یه حصار محکم که دورمون کشیدیم تا از همدیگه فرار کنیم!

شاید هم اونقدرا از هم گریزان نباشیم اما به قدری توقعمون از زندگی بالا رفته که فقط و فقط در حال دویدن برای بدست آوردن وسایل نه چندان لازم تو زندگی هستیم که دیگه وقتی برای باهم بودن نداریم.میترسم اونقدر برای داشتن همه ی این چیزایی که اغلب جنبه ی لوکس و فانتزی دارند تلاش کنیم که کم کم همسرمونو فرزندمونو و حتی خودمونو فراموش کنیم!این همه تلاش میکنیم که به کجا برسیم؟ این همه میدویم که به چی برسیم؟مگه نه اینکه کنار هم بودن و لذت بردن از زندگی باید بزرگترین بهانه ی ما برای بودن باشه؟بهانه ی بودنم چند ثانیه بایست تا فرصت داشته باشم به چشمات زل بزنم و بگم دوستت دارمقلباین بار بیشتر ازهمیشهقلب