وقتی دختری میخوابه به قول مامان جانم تو خونه ی ما حکومت نظامی میشه!تشکیل اجتماعات بیش از یک نفر مطلقاً ممنوعه!حتی خودم هم نمیتونم با خودم صحبت کنم!تو ذهنم رو میگم!وگرنه که هیچ آدم عاقلی با خودش بلند بلند صحبت نمیکنه!

تلفن!کلاً باید خفه بمیره!بعد از اینکه صداش تا آخردین میزان ممکن کم شد یک بالش هم روی اون قرار میگیره تا از شدت صداهای احتمالی کاسته بشه!البته اگر که اون رو قبلاً از پریز نکشیده باشم! 

شیر آب!اصلاٌ و ابداً نباید باز بشه!حتی اگه کسی دستشویی داشت و از اوضاع و احوال برام مسجل شد که مشکلش داره به سنگ کلیه منجر میشه!خوب میخواست یادش باشه و قبلاً بره!اگر هم همون موقع این مساله ی دست به آب بهش عارض شد و نتونست بره شاید خودم با کمک خانواده ی خودش قسمتی از هزینه ی درمانش رو تقبل کردم!اما در هر صورت تو اون تایم نمیتونه تو خونه ی من بره دستشویی!به هر حال خواب ناز دخترم نباید از سرش بپره!

همسایه ها!به هر جهت کلاً باید رعایت حال من رو بکنند که با چه بدبختی ای دختری رو خوابوندم!اگر هم خوابشون نیاد باید هر موقع از روز که هست دراز بکشند و پلک هاشون رو روی هم بگذارند!برای تمدد اعصاب خوبه!بهشون اجازه ی مطالعه هم داده میشه!البته اگر مثل خودم خیلی موقع کتاب خوندن شکمو نباشند و هوس باز و بسته کردن در یخچال به سرشون نزنه!در ضمن باید به آهستگی کتاب رو ورق بزنند!یا از خوندن صفحات بعدی اجتناب کنند و بقیه رو بذارند برای یک وقت دیگه!آخرین باری که یکی از همسایه ها تو ساعت حکومت نظامی عطسه کرد و باعث شد دختری از این پهلو به اون پهلو بشه دادم اموات و احیاش رو آوردند جلوی چشماش!اینکه تو این ساعت از روز عبور و مرور تو کل ساختمون ممنوع هست که دیگه گفتن نداره!

خوشبختانه اهالی محل چون همینجوری الکی الکی از من خیلی خوششون میاد به صورت خودجوش باهام هماهنگند و موتور ها و ماشین هاشون رو از چند ده کیلومتری اینجا خاموش میکنند و تا درب منزلشون رو به صورت خلاص میاند!

خوب حالا کسی اعتراضی داره!!!

پی نوشت:مبعث یگانه پیام آور مهر و نور و رحمت بر شما مبارک!