قرار بود فعلاً سکوت کنم!درسته که میگن سکوت بلندترین فریادهاست اما اونقدر از وقایع اخیر،از کشته شدن مردم بی گناه،از افتضاح شدن اوضاع مملکت دل شکسته ام که نمیتونم ساکت باشم!نمیدونم این اوضاع احوال منه یا بقیه هم همین حس و حال رو دارند!اما شور و نشاط قبل از انتخابات و اعتراض هایی که بعد از شنیدن نتیجه به گوش میرسید،جای خودش رو به سکوت داده!به جوونا که نگاه میکنم و غمی که تو وجودشون بابت حوادث اخیر رخنه کرده نمیتونم بغضم رو فرو ببرم!بغضی تو گلوم هست که داره خفه م میکنه!تنها میتونم به آقای رئ ی س ج م ه و ر و خانواده شون بگم صندلی ریاست گوارایتان باد!حالا به هر قیمتی که بود! به قیمت از بین رفتن تعدادی جوان که امید خانواده هاشون بودند!

به قیمت از بین رفتن آرامش نسبی مملکتمون!الان میگم آرامش نسبی اما قبل از انتخابات به هیچ وجه این حس رو نداشتم که مردم کشورم روزها رو آرامش دارن و شب ها با خیال راحت سر به بالین میگذارند!اما با اوضاع چند روز اخیر که مقایسه میکنم میبینم چقدر آروم بودیم!

به هر حال گذشت اما هنوز هم باور نمیکنم که چطور  ایرانم طی وقایع اخیر بازیچه ی دست سیاست شد!چطور در سطح بین المللی مضحکه ی کشورهایی شدیم که تا دیروز فکر میکردند مردم ما تا چه با هم یک صدا و همدلند!

دریغ از آبرویی که رفت و آبی ریخته شد!مردم ما برای اولین بار پای خواسته شون ایستادند و این شکست نابرابر پیامدش شد!

 نمیدونم چرا باید تا این حد مقابل خواست مردم ایستاد!مگه همین مردم نبودند که بهمن پنجاه و هفت اونطور مردانه ایستادند و مقاومت کردند!مگه همین مردم نبودند که شهید دادند!جانباز دادند و اسیر شدند!

مگه همین مردم نبودند که خرداد شصت و هشت با اشک و آه امام امتشون رو بدرقه کردند!بدرقه ای که دنیا نه قبل از اون روز و نه بعدتر به خودش ندید!کجای دنیا مردم انقدر رهبرشون رو دوست داشتند!

امام امام بود و مردم تشنه ی دیدار و منتظر قدم های سبزش!طوریکه وقتی به ایران اومد همین مردم جلوی قدم هاش رو با گل های لاله و مریم فرش کردند!نبودم که ببینم اما هم از دیگران شنیدم هم تصاویری که از اون زمان به یادگار مونده گویای واقعیتی جز این نیست!

امام مردم رو دوست داشت و مردم هم برای حمایت از افکار و عقایدش تا پای جان ایستادند!غیر از این بود؟!

ما تو این روزها کاری با خودمون کردیم که فراموش نشدنیه!وحدت و همدلیمون رو که در مقابل بیگانه از دست دادیم هیچ!بغضی تو دل یک عده از مردممون رخنه کرد که تا ابد این روزها از جلوی چشم هاشون محو نمیشه!

مردم این روزها رو از یاد نخواهند برد!همونطور که استبداد حکومت شاهنشاهی رو فراموش نکردند!همونطور که بهمن پنجاه و هفت رو از یاد نبردند و همونطور که خرداد شصت و هشت هیچ وقت از یادشون محو نشد!

پی نوشت:نمیدونم تو پست قبل چی نوشتم که دستاوردش این همه آیکون جورواجور شد!