فعلا من تواین سوت و کوری وبلاگستان تند تند مینویسیم و ازفرط بیکاری نمیدونم به وبلاگ آپ نشده کدومتون برا تبریک عید سربزنم.بعضی هاتونو که مطمئنم نیستید و مسافرتید.بعضیاتونم سرتون شلوغه.میمونند یه عده ی معدودی که اونا هم سرشونو بزنی تهشونو بزنی بی وفا هستند.تهرانم  و خونه ی مامانمینا(اوا مامانمینااااااااا).دختری که همش تو بقل مامان جونو آقاجونو دایی هاس و بعید میدونم یادش بیاد مادری هم داشته!!!!!!!!!!!!!!همسری هم که یه جور دیگه سرش گرمه.منم که تا حالا این همه وقت اضافی نداشتم خجسته و خرم نشستم تو وبلاگا سرک میکشم.راستش هیچ وقت فکر نمیکردم اگه تو یه همچین موقعیتی قرار بگیرم انقدر حوصله م سربره.تو رو خدا یه کاری به من پیشنهاد بدین سرم گرم بشه.آی بنده خدایی که تا آپ کنم میدویی میای ببینی تو این وبلاگ که دم به دقیقه بروزمیشه چه خبره!مشغول الذمبه ای(خودم میدونم درستش مشغول الذمه س) اگه یه کاروقت پرکن خوب بهم پیشنهاد ندی!یا حداقل میتونی یه پیشنهاد بدی پست بعدی رو درمورد چی بنویسم!