این آخرین پست سال هزار و سیصد و هشتاد و هفته.ازتون میخوام تو لحظه ی تحویل سال به یادم باشید و برام دعا کنید.من هم به یاد تک تکتون هستم.دعا میکنم با کمک خدا به خواسته هاتون برسید.به همراه همسر مهربونم و نازنین دخترم به تهران اومدیم تا لحظه ی تحویل سال رو تو خونه ی پدری و در کنار عزیزانم باشم.امیدوارم خداوند بهم کمک کنه تا در سال جدید به اهدافم برسم.بتونم درسم رو ادامه بدم و کمی ازاین دنیای مجازی فاصله بگیرم تا از وقتم به نحو بهتری استفاده کنم.بیشترین دغدغه ذهنیم ادامه تحصیلمه که دوری از تحصیل باعث شده همش خودم رو سرزنش کنم و احساس میکنم اگر تلاشم رو ادامه ندم و رکودم ادامه پیدا کنه همه ی زحماتی که تو دوران دانشجویی کشیدم بی نتیجه میشه.میدونم که هیچ کس به اندازه ی خودم نمیتونه بهم کمک کنه اما منتظر دعاهای خیر شما هستم.