این روزها دلم گرفته.احساس میکنم خیلی از تو دور شدم.حداقل نسبت به گذشته.نسبت به همه ی خوبیهای بیدریغی که در حقم کردی.نسبت به این همه مهربونی که بهم داشتی هیچ کاری نکردم.حتی یه تشکر خشک و خالی.برای خودم متاسفم.همه ی عبادتم شده چند رکعت نماز که اونم برام یه کار روتین و فرمالیته ست.از خودم دلگیرم.به خاطر اینکه بهترین ها رو بهم دادی و من اونطور که شایسته ی محبت هات بود ازت قدردانی نکردم.

میدونی فقط و فقط دلم به این گرمه که تو شبیه رفتارایی که ما آدمها باهم داریم رو باهامون نداری یعنی اگه بهت بی توجهی کردیم اگه ازت تشکر نکردیم اگه تو اونقدر که ما لایقش بودیم و یا حتی بیشتر از اونچه که لیاقتش رو داشتیم بهمون دادی اونوقت منتظر تشکر نمیمونی بازم بهمون لطف میکنی .بازهم مهربونی.

مثل ما آدمها انتقام جو نیستی.مثل ما آدمها منت سرمون نمیذاری که آی فلانی من فلان روز بهت اینو دادم پس در مقابل ازت این توقع رو دارم.آره از این همه فاصله دلگیرم.از دور بودنم.از خواسته های بی انتهام از این همه محبت بی انتظارت دلگیرم.اصلا میدونی شاید حقم نبود این همه لطف یک جا.شاید لازم بود واسه بدست آوردن تک تک این نعمتها بهت التماس میکردم.میومدم تو درگاهت اشک میریختم.ناله میکردم.دلم از این میسوزه که لطف تو پایانی نداره.دلم از این میگیره که کرانه ی دوست داشتنت بی انتهاست.از این میسوزم که آخه توقعی هم  نداری.فقط ازم میخوای خوب باشم.انسان باشم.اما همین انسان بودن هم کار هرکسی نیست.

میدونم که  الان داری خط به خط نوشته هام رو میخونی!یا شایدم خیلی زودتر از اینکه من تصمیم به نوشتن بگیرم همه ی اینا رو میدونستی.آره حتما میدونستی.تو که از دلم خبر داری تو که میدونی الان تو وجودم چی میگذره ازت میخوام هر روزم رو ببخشی چون بی اشتباه نبودم.میبینی حالا هم که اومدم به درگاهت مثل این فروشنده ها هستند که تو کار جنس فله ای اند منم دلم میخوام گناهام رو فله ای ببخشی.حتی وقت نمیذارم واسه تک تکشون ازت عذر بخوام.ما کجا و حضرت علی کجا که مرحله ی پشیمونی و ندامت از انجام گناه رو مرحله جدا شدن گوشت از بدن میدونست.ما کجا و فاطمه و هق هق شبانه ش کجا.تازه اونا معصوم بودند و ما همین الان هم چوب خطمون پر شده.

کاش میدونستم که بودنم رو پایانی هست.کاش میفهمیدم که دلبستگی هام از دست رفتنی هستند.کاش از روزهای بودنم اونطور که تو راضی بودی استفاده میکردم.کاش اونوقت که موقع رفتنمه اونقدر دستم پرباشه که جرات کنم بالاشون بگیرم و بگم خدای خوبم خدای مهربونم اگه تو به من زندگی دادی اگه جوونی دادی اگه زیبایی دادی اگه همسر خوب دادی اگه دختر نازنین دادی در عوض من هم دست خالی نیومدم.تا اونجایی که تونستم برای جلب رضایتت تلاش کردم.به خودم سختی دادم.کاش کاری کرده باشم که حداقل بتونم سرمو بلند کنم.