دیدی بعضی وقتا دلت میخواد خودت به هزار قسمت مساوی تقسیم کنی تا به همه ی کارات برسی!منم الان همین حس رو دارم!

دیدی بعضی وقتا دلت میخواد وقت داشته باشی یک دقیقه همه ی دنیا ساکت باشن تا ظرف چند ثانیه مغزت ریست شه واسه یه عالمه هیاهوی بعدی!الان منم همین حسو دارم!

دیدی یه وقتایی هوس میکنی سرتو بذاری رو بالش و به هیچ چیز و هیچ کس فکر نکنی!منم الان همین حسو دارم!

دیدی یه وقتایی یه عالمه کار دور و برت ریخته اما تو دلت میخواد خودتو بزنی به کوچه علی چپ و سوت زنان از همه چیز فرار کنی!منم الان همین حسو دارم!

عرض  شود به حضور انورتون که بنده روز پنج شنبه حدود سی تا مهمون دارم که از همین امروز  روز موندم چه خاکی بر سر کنم با این همه مهمون!اونم تو یک خونه هشتاد و پنج متری!کجا غذا درست کنم؟!کجا سفره بندازم؟کجا ظرفامو بشورم!دختری رو کجا شوت کنم که به کارام برسم!

و از همه ی اینا که بگذریم میرسیم به روز جمعه ی موعود که عقد کنون همون دختر دایی جان جانانمونه.کجا برم آرایشگاه!کی ریخت و پاش های دیشبش رو جمع کنم؟از همه مهمتر کی جورابامو اتو کنم!

من دارم میرم خودمو به تعداد بندهای این پست تقسیم کنم.شاید ........

بنابراین برای شادی روح این تازه درگذشته بخوانید رحم الله تعالی من قرا الفاتحه مع الصلوات!