سلام.

این روزا دلم میخواد یه کم نق بزنم تا خالی شم.پس میتونید در غم من شریک باشید:

اول از همه از دست این وبگردی های خودم.فکر نمیکنم کسی به اندازه من تو اینترنت پلاس باشه.قبض تلفنمون اومده سی و پنج هزار تومن که شونزده تومنش ماله ولگردی های شبانه روزی بنده س.تا قبض تلفن رو دیدم از خودم و کامی جون شرمنده شدم.میخوام کمش کنم.خدا کنه بتونم.قرار شد خودمو جریمه کنم و قبض تلفن رو بدون اینکه به همسریم بگم خودم از حسابم بردارم و واریز کنم.

دوم از دست این دخمله که انقدر به من میچسبه و نمیذاره به کارای خونه برسم.هم از دست اون عصبانیم هم از خودم.همش غر میزنه.یعنی تا وقتی بغلمه یا باهاش بازی میکنم خوبه اما وقتی به حال خودش بذارمش روزگارم و همه ی کس و کارم رو میاره جلوی چشمام.وقتی هم که خوابه جرات نمیکنم دست به کاری بزنم.آخه خواب خانوم خیلی خیلی سبکه!دلم میخواد وقت درست حسابی بذارم یه حالی به همه جای خونه بدم و همه جا رو برق بندازم.کدبانوگری خونم کم شده!

سوم از خودم که درس نمیخونم.همش هم با خودم میگم درسم درسم درسم.اما دست رو دست میذارم.حداقل اگه این وبگردی هامو کم کنم یه کم مطالعه میکنم سطح فهم و شعورم بالاتر بره.یعنی منظورم اینه که حداقل یه چیزی یاد میگیرم.

شرمنده.همیشه که نمیتونم پستای گل و بلبل بنویسم.به هر حال پیش میاد آدم از خودش عصبانی باشه!

اگه دیدید کم پیدا شدم خودمو به تخت بستم و در حال ترکم.برای شفای عاجلم دعا کنید.راستی این جمعه هم عقد دعوتیم که گزارش مبسوطش رو بعدا میدم.عقد دختر دایی جان جانان.اینم نوشتم که نگید چقدر غر میزنه.سر آخر تولد وبلاگ دخملی هم مبارک.