یکی مثل گیلاسی انقدر مهربون و خانوم و گله که همه ی بچه ها رو پیوند میکنه و میخواد دل همه رو بدست بیاره!یکی هم مثل من که یک دهم اون خواننده نداره اونقدر حساسه رو تعداد لینک هاش که حتی چند نفر هم اگه بارها به روش بیارن و بخواند که لینکشون کنه مستقیم و غیر مستقیم از زیر لینک کردنشون شونه خالی میکنه!کار من به این دلیل نیست که مطالب وبلاگ دوستان لینک نشده م رو نمیخونم!اتفاقاً دوستانی دارم که بعضیاشون خیلی واسم عزیزند اما تو فهرست لینکهام نیستند!اینا رو نوشتم تا بگم قراره یه تغییراتی تو لینک هام بدم و احتمالاً یکی دوتایی رو حذف کنم!

این پست رو نوشتم که هم یه تشکر از گیلاسی عزیزو مهربونم بکنم و هم اینکه ازش اجازه بگیرم واسه اینکه من همیشه از گوگل ریدر اون واسه سر زدن به دوستانم استفاده میکنم!میخواستم بگم که خیلی خوب و مهربونه که بدون چشم داشت دوستانش رو لینک میکنه!اون همیشه خواننده هاش رو داره تو شیرینی هاش و سختی ها و مشکلات زندگیش که حالا همگی احساس میکنیم باهاش سهیمیم!و من هم افتخار میکنم به اینکه از اول عمر وبلاگ نویسیم همیشه منتظر پستهای جدیدش بودم.مرسی گیلاس جان!

بی ربط نوشت:انگار خدا واسه من مقدر کرده که از الان تا آخر عمرم واسه طرز غذا خودن این بچه غصه بخورم!فرض میگیریم امروز رو خوب غذا خورده مثلاً!فرداش خیلی کم میخوره و پس فرداش کلاً هیچی نمیخوره!این دور تسلسل ادامه داره و من تو روزهایی که غذا نمیخوره تا مرز دیوونگی میرم!اما از لحاظ روانشناسی نباید ذره ای به روی خودم بیارم و حتی باید بهش لبخند بزنم!فکر کنم دور از جونش مثل بچه ی شتر اون روز اول رو که غذا میخوره تو کوهانش ذخیره میکنه تا دو روز!نمیدونم!علتش هر چی که هست خیلی منو گیج کرده!

تو روزگاری که ما بزرگ میشدیم نمیدونم اصلاً ننه بابامون هواسشون به ما بود که چیزی میخوریم یا نمیخوریم یا چطور زنده ایم!به جای پمپرز و مای بیبی گونی  یا چیزی شبیه به اون به پای هم نسل هامون میبستند!به قول یکی از شما به زور مارو میبردند و ازمون عکس رنگی مینداختند اما حالا ما باید جز بزنیم تا بچه غذا بخوره!باید دق کنیم تا بیاد ببریمش حموم!بهترین روش برخورد با این مشکلات اینه که سعی کنیم ظرفیتمون رو ببریم بالا!غیر از این چاره ای نیست!صبور میشویم!