آقای دکتر!
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢  کلمات کلیدی:

این هم یک نمونه دیگر از کارهای دخترک!

فکر کن این آقای گاوووووووو!با این شکل و شمایلش در خانه ما آقای دکتر خطاب میشود به مرحمت این بچه!در همه ی وعده های غذایی هم باید زودتر از ما سر میز باشد!


 
یادش نخیر!!!!!!!!
ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٥  کلمات کلیدی:

خواستم بیایم چندتایی خبر مهم بهتان بدهم که میبینم الان وقتش نیست!حوصله اش را هم ندارم بخواهم هی بیایم توضیح بدهم برایتان و شما هم مدام منتظر بقیه اش باشید!پس از خیرش میگذرم!شما هم که از خیرش گذشته بودید قبلاً!بگذریم!

نازنین نگارم الان با تاپ مشکی کنارم رژه میرود و دلبری میکند!تصمیم گرفته ام از اول اردیبهشت دخترک را مهد بگذارم و مادری را در حقش تمام کنم!!!!

تا ارتباطات اجتماعی اش بیش از پیش قوی شود!مادر بزرگ همه ی زندگی اش را صرف بزرگ کردن دخترک نکند و کمی به کار و زندگی و تفریحش برسد!گناه که نکرده!یک روز دخترش را بزرگ کند!روز بعد دخترک را!

 الان پنجاه درصد قضیه حل است یک جورهایی!اگر دخترک با من و پدرش راه بیاید و شیون و زاری نکند و از کرده ی خودمان پشیمانمان نکند فکر میکنم سه سالگی زمان خوبی است برای رها کردنش در دنیای جدید!تا پی خودش بگردد و استعدادهایش را کشف کند و با برگ درخت برای مادرش کاردستی درست کند!وااااااااااااای که چقدر جالب است دیدن اولین کار دستی دخترک!امیدوارم مثل نقاشی هایش ماهرانه باشد!

قابش میکنم و میزنم به دیوار و زندگی میکنم با آن!نه اینکه مثل یک بنده خدایی همه ی یادگاری های بچه گی فرزندانش را به سطل زباله منزل بسپارد و حس کند آنجا جای خوبی است برایشان!به شخص خاصی اشاره ندارم!امروز را کلاً قرار شد بگذریم!میگذریم!این یکی را هم!

مانده ام این طفلک نقاشی دخترک افسردگی مزمن دارد یا چی!که مدام زل زده به من و زار میزند!

 


 
سال نو مبارک!
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٩  کلمات کلیدی:

واااااااااااااااااااای از دست من!تا به حال ندیده ام کسی تا این حد از دست خودش بنالد!خدا هیچ آدمی را گرفتار خودش نکند!

از وقتی از مسافرت برگشتیم کانال های آن طرفیمان بدجوری گلی هم ریخته!به قول اصفهانی ها!بعد از چار روز غر زدن مداوم همسر جان رضایت داد تا برود و کمی د ی ش م اه واره را اینور آنور کند!مصیبتی بود راضی کردنش!

قرار شد وقتی این یک طبقه را بالا رفت کانال ها را عقب جلو کنم و به محض درست شدنشان  با گوشی موبایل به همسر خبر بدهم این اتفاق فرخنده را!

و الان چیزی حدود نیم ساعت است که همسر بالای پشت بام در حال چرخاندن دی ش است و من!تازه یادم افتاده چرا نیم ساعتی است همسری این دور و اطراف مشاهده نشده!

امیدوارم سال جدید برای همگی پر از موفقیت و خوشبختی و شادکامی باشد!و برای من هم سالی پر از حواس جمع!دعا بفرمایید!